غیبت من این بار بخاطر خود درگیری نه ... که دقیقا از جنس زندگی بود !!..
تعمیراتی در خانه داشتیم...

طبق برنامه ریزی خودمون ... 5-6 روز کافی بود ولی برنامه اوستاها و اهل فن داستان دیگه ای داشت!!!

فسلی های 4گانه حدود 3هفته مهمون خاله م (مامان بزرگ شون) بودن .. تنها کسی که هر4تا رو با هم دعوت کرد و در واقع به خونه ش راه داد!!! ! !!!

من هم سرگردان بین کارهای خونه و رسیدگی به امورات 4گانه هام...!

خلاصه روزاهایی بود که گذشت و بعید میدونم به این زودی ها خلاقیتی از این دست تعمیراتی از ذهن م عبور کنه!!! ! !!!

اما بچه های من مهمونی در خونه مادربزرگه بهشون خوش گذشت.. بخصوص گربه ها و بخصوص تر سپند آقاخان که هر شیرین کاری بلد بود و بلد هم نبود یاد گرفت و اجرا کرد..! از برگردوندن گلدون تا انداختن میل پرده و.. و.. و .....
با همه این حرفا خاله م میگه دل م برا سپند تنگ شده!!!.. میگم.. قابلی نداره!!.. تقدیم به شما...!