وانیل
این پسر ما از ساعتی که بیدار میشه با سرعت نور شیطونی میکنه... مدام در فکر خواهر و برادر آزاری هستش.. یعنی من در مقابل بچه هام شرمنده شدم... و بطور کتبی و محضری بهشون قول دادم که آخری باشه!!!


ولی وانیل خیلی مهربونه و بخشی از آرزوهای من از گربه رو برآورده میکنه!..
خلاصه 5تا گربه من هر کدوم یه لطفی میکنن و یه محبتی بهم میدن در مجموع محبتی میشه که من فکر میکردم یه گربه به تنهایی به مامانش میده!!!!!.................
باز هم شکر!... عقده ای نشدم..!

واقعا خوابیده


بچه پرو به این وانیل میگن


وانیل و بهترین دوستاش


غروب
چند تا بچه فضول و پرسرو صدا از جلوی خونه ما رد میشدن..
سپند و میکی و وانیل با تعجب فراوان.. از پنجره بهشون نگاه میکردن
یکی از این بچه ها فریاد زد : این چی میگه گربه تو خونه ست !!! ! !!!
یکی دیگه جواب داد : نه این گربه نیست که....................... بچه شون این شکلی یه!!!!!!!
یه لحظه قیافه من شبیه تمام شکلک های مسنجر شده بود!..

پی نوشت :
1-حدس میزنم این بچه ها فقط سپند رو دیده بودن اینقدر براشون عجیب بود... احتمالا اگه میکی و وانیل رو هم میدیدن دیگه از این کوچه و خیابون ما گذر نمیکردن..............!!!!

2- جالب اینکه قیافه گربه ها خنده دار تر از حرف اون بچه ها بود... چشمای گرد و گوشای خوابیده ، با دقت به اون فضولک های کوچه نیگاه میکردن!..

3- هیچ وقت فکر نمیکردم حضور گربه در خانه غیرطبیعی و عجیب باشه.