دیروز فرصتی شد و من که مدتی یه فیلم خون م بدجور پایین اومده!!!... 3تا فیلم دیدم..

فیلم اول بخش کوتاهی از زندگی مرلین مونرو ستاره محبوب دهه 50 هالیوود و 2فیلم بعدی به کارگردانی 2 بازیگر سرشناس هالیوود تام هنکس و آنجلینا جولی...

my weekends with merlin
داستان فیلم : مدت اقامت مونرو در انگلیس و همکاری ش با لارنس اولیویه.. و از خاطرات کالین کلارک دستیار جوان اولیویه گرفته شده...

کلارک جوان و کل فیلم نگاهی پراز تحسین به مونرو داره... به کل فیلم و ساختارش کاری ندارم... من در میان این همه تحسین... یه لایه سطحی دیدم... در پایین این قله شهرت و محبوبیت... انسانی ایستاده.. بسیار شکننده که بدون تمجید اطرافیان هیچی نیست...
گرچه نظر کالین کلارک و خود فیلم این نیست ولی من نمیتونم برداشت خوش بینانه تری داشته باشم..


بازیگر یا کارگردان؟!..
منتقد نیستم.. ولی سالهاست که بهترین تفریح و لذت من در کنار کتاب خوندن.. فیلم دیدنه.. و متوجه شدم که اصولا بازیگر محبوب بودن دلیلی برای کارگردان خوب بودن نیست..

نمونه هایی مثل کلینت ایستوود و جرج کلونی موفق شدن که در دو سوی دوربین موفق باشن و بعنوان بازیگر و فیلمساز قابل احترام هستن.. ولی نمونه هایی از این دست کمتر پیدا میشه..

2بازیگر - 2فیلمساز
لاری براون - تام هنکس
تام هنکس بازیگر رو دوست میدارم.. انتخاب های درست و قدرت بازیگری ش رو تحسین میکنم ولی هنکس در مقام فیلمساز...
هنکس با فیلم لاری براون ثابت کرد که همیشه نمیشه در 2سوی دوربین موفق بود.. هنکس فیلمساز از شخصیت محبوب و چالش برانگیز توی فیلمهاش جدا شده و در پشت دوربین در لایه های سطح جا میمونه...


در سرزمین خون و عسل - آنجلینا جولی
جولی در جوانی پراز حاشیه و جنجالی بود... بعدتر ریتم زندگی ش عوض شد و جلوه ای دیگه به نمایش گذاشت... و هنوز هم جذابیت و زیبایی ش در میان دوستدارانش مثال زدنی ست..

بیشتر از زیبایی.. شخصیت جولی برای من جالب بود و دوست داشتم که فیلمش رو ببینم..
آنجلینای زیبا در مقام کارگردان.. مستقل ایستاده و فیلمی به دور از کلیشه های هالیوودی ساخته.. بدور از کلیشه هایی که سالها درون شون نقش بازی کرده... 

موضوع فیلم روی محور جنگ های داخلی یوگسلاوی سابق 95-1992 میگذره.. حوادث غم انگیز اون سالها رو به یاد دارم... میدونم که درد عمیق مردمان اون مناطق رو دنیا نفهمید... و این انتخاب برای شروع فیلمسازی از بازیگری پراز حاشیه های هالیوودی... به نظر من قابل احترام و تحسینه...
شاید اگه فیلمسازی از اروپای شرق از حوادث یوگسلاوی فیلم می ساخت.. به اندازه فیلم جولی منشر نمی شد... و باز هم دنیا از کنار این حوادث ساده انگار میگذشت...

پس من به آنجلینا جولی و دیدگاهش احترام میزارم.. که فقط برای تجربه و تفریح فیلم نساخت.. و از قدرت جایگاه خودش استفاده ای بهینه داشت.. حداقل یکبار دیگه بخاطر جولی محبوب هالیوودی... خواب دنیا برای یک شب هم که شده آشفته شد...