7سال گذشت...

یک روز مونده به انتهای پاییز اومدی و همنشین یلدا های من شدی..

اومدن ت به خونه ما ، ورود یه دنیای تازه بود... یک نفس تازه ، سراسر شادابی ، زندگی بود..

اومدن ت برای ما مبارک بود.

طلای پاییزی من ، بمان و بهانه ای قشنگی باش برای بودن ما..

       روز اول همکار من بود

        

       خیلی زود صاحبخونه شد

         بانوی اول خانه ما

         دختر 7ساله من هنوز هم شاداب و بلند پروازه

      

پی نوشت :

میدونم که دوستان مهربون و همراه این خونه دوست دارن که گزارش تصویری از بقیه بچه هام داشته باشن...
در بخش ادامه مطلب تعدادی عکس از 7تایی ها در انتظار شماست...
امیدوارم که راضی باشین...............