من از یادت نمی کاهم..
شمیم! بیا جشن بگیریم..
در یکی از روزهای آبان هر کدوم از ما به دنیایی وارد شدیم..
دنیایی که من آمدم..
دنیایی که تو رفتی..
تو دنیای ما یکبار دیگه پاییز اومده... . ... نیستی که بریم پیاده روی پاییزی..
از دنیای تو چه خبر؟!..
پاییز دنیای تو ... برگ پاییزی هم داره؟!..
دنیای تو
دنیای من
گاهی بازی اعداد بی مزه میشه..
شمیم!.. بیا بخندیم..
شمیم!.. بیا برگردیم به عقب!.. به روزهای دور.. به گذشته...
به روزهایی که بسادگی می خندیدیم
به روزهایی که غم رو مسخره می کردیم
به روزهایی که فردا بزرگ بود و ما می خواستیم که بزرگ باشیم..
شمیم!.. بیا بخندیم
+ نوشته شده در سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۷:۷ ب.ظ توسط نیک ابان
|