نی نی مهمونای نطلبیده ..!
بعداز ظهر امروز تو یه جعبه کفش ارسال شدن خونه ما....!!!
2روز بود که روی بوم یه مغازه گیر کرده بودن و نمی تونستن بیان
پایین.... خلاصه همسایه ها با کمک گروه امداد آتش نشانی آوردن شون پایین....
و خلاصه تر دیوار خونه ما هم کوتاه تر از هر جای دیگه...!!!

آخه همون اول که جعبه رو باز کردم یه فیف اساسی تحویل م داد... و کلا همه هیجانش به یه فیف خلاصه میشه!!!!!!
این آقای با شخصیت فعلا اسم نداره..... به شدت ناز نازی و بازیگوشه.....
فعلا
من موندم و این دوتا کوچولوی دوست داشتنی...... دل م نمیخواد حتی بدم شون
به مامان- بابای دیگه ای از بس که شیرین و خواستنی هستن.... از طرفی هم تو
خونه امکان ش نیست که بمونن ... با وجود 4تا صاحبخونه ای که دارم.... همین
الان درگیر کودتا و سونامی و این حرفا هستم!!!!!!!!....
سپند و زیبا و میشا و آخر همه طلا همگی اومدن کارشناسی کردن و رسما شاکی شدن که اینا کی و چی هستن !!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...
و خلاصه بد نشد الان با من قهر هستن... یه فرصتی شد من بیام پای اینترنت...............
کودتاچی های عزیز مادر :
سپند
و زیبا بیشتر از بقیه شاکی هستن .... و به سپند میگم آخه خرسک تو هم یه
روزی مهمون نطلبیده بودی و حالا صاحبخونه ای!!!!!!!!!!!!!!....
خلاصه که فعلا به بهانه اینکه مهمونای ما کوچیک هستن و .... و .... و ...!!!.. تو خونه نگهشون داشتم.... تا بیینم چی میشه دیگه.........
شخصیت های خوب هفته :
دل م نیومد پست م رو بدون عکسی از طلا و میشا آپلود کنم.......... که کلا بطور کلی کم دردسرتر و آروم تر از اون 2تا هستن....!!!