نیم ترم دوم - ترم آخر
تازه از زیبا چیزی نگفتم احتمالا این ترم رو زیبا به جای من پاس میکنه.. برای اینکه یا روی سرم نشسته یا وسط کتابه و در حال جویدن مدادم!!! ولی طلا خیلی خانومه و اصلا اذیتم نمی کنه.. طفلی پیش خودش میگه همین زیبای فضول واسه مامانی کافیه!!!....
به هر حال چاره ای نبود می خواستم.. این ترم واحد های باقی مونده رو پاس کنم.. فقط یه نکته تستی هست بهش فکر نکرده بودم.. اگه بتونم همه رو پاس کنم... با این کتابای ۴۰۰-۵۰۰ صفحه ای...؟؟؟
اما جام جهانی : گرچه بازی اول ایتالیا چنگی به دل نمی زد ولی ایتالیا همیشه غیرقابل پیش بینی بوده و تا وقتی حذف نشه من بهش امیدوارم... و آرژانتین مارادونا هم که با این بردش از کره جنوبی حسابی شیرین کاشت... کلی و اینا خوش م اومد!!!
یه عکس هم از طلا و زیبا بزارم ... یه وقت نگن مامانی ... ما رو فراموش کردی!!!

اما طبق آخرین اخبار ارسالی از ولایت غربت ...جناب گیل بلد نبودن که شیر بخورن... ایشون موقع شیر خوردن زبونش رو بالا میداده.. شیر بهش نمی رسیده.. خلاصه بردن ش بیمارستان.. و کلی زحمت تا پسری بتونه شیر بخوره و .............. بعدش مادر خانومی ش بتونه یه روزی بهش بگه شیرم رو حلال ت نمیکنم

پسر خوب ... گیل!... خودمونیم خاله..! این اولین سوتی زندگی ت بود.. که من برات ثبتش کردم..!