مارمولک !
به مبارکی حضور مهمون مون یه خونه تکونی اساسی کردیم .. همه چی رو ریختم وسط و دوباره چیدم ولی اثری از مارمولک عزیز ما نبود!!! گفتم شاید از حضور زیبا و طلا حس خطر داشته از یه راهی برگشته.. درز توری رو هم درست کردیم.. و چند روزی گذشت..
تا امروز که باز پنجره رو باز کردم .. نزدیک ظهر اومدم کمی استراحت کنم دیدم یه مارمولک روی توری پنجره به سمت بیرون داره توری نوردی میکنه .. سریع رفتم دوربین م رو آوردم برای شکار صحنه و از این حرفا..! رفتم بالای مبل.. یه متری مارمولک واستادم و طبق معمول به جای استفاده از مونیتور با چشمی داشتم به سوژه ام نگاه می کردم..
دیدم به......... !!!!!!! سوژه نازنین من دقیقا این ور توری و داخل خونه تشریف دارن!!!
دیگه به رسم ادب و مهمون نوازی به روش نیاوردم که ناخونده ست!!! و به عکاسی م ادامه دادم..
نامیزان بودن این عکس به علت هیجان کشف این مهمون عزیزه !!!
بعدش محترمانه پنجره رو باز و به سمت طبیعت و هوای آزاد راهنمایی ش کردیم!!! ولی دوست مون به شدت اصرار داشت که بره پشت پنجره که بالاخره هم خودش رو به محل مورد نظر رسوند.. یه سوسک کوچیک اونجا بود خیلی راحت سوسک بیچاره رو به دهان ش گرفت و از پنجره بیرون رفت .. و یه دم هم برا ما تکون داد!!!
به قول همسرجان که مارمولکه میره به دوستاش میگه جای شما خالی رفتم خونه آدما .. ناهار مهمون م کردن !!!
پی نوشت :
روز اول که مارمولک رو دیدم .. نگران ش شدم .. از فکر اینکه طلا و زیبا اذیتش کنن .. همون روز اول دختر طلایی من تا چشم ش به مارمولک افتاد سریع رفت تو اتاق و زیر تخت خوابید تا شب .. یه وقت فکر نکنین بچه م ترسیده ... نه اصلا ..
زیبا هم اینقدر سرگرم تخم های جدیدش بود که متوجه مهمون ما نشد!!!