جام طلایی
این روزا کمی کلافه م .. نوشتن م نمی یاد .. موضوعاتی تو سرم هست .. طلا .. زیبا .. و گیل نازنین و اتفاقاتی از جنس زندگی .. ولی حس نوشتن نیست .
تماشای فینال جام جهانی و قهرمانی اسپانیا حس خوبی داشت .. گرچه استرس بالای بازی برای تیم هایی که اولین تجربه حضور در فینال رو داشتن .. کمی بازی رو ملس کرده بود (این اصطلاح خودمه !!!) به هر حال جام طلایی و شادی آدما در این مستطیل سبز .. برای لحظاتی منو از همیشگی جدا کرد و به شادی ۷۰درصدی مردمی که به برد اسپانیا نظر داده بودن .. شاد شدم.!
پی نوشت ۱ : تیم های محبوب من ایتالیا و آرژانتین حذف شدن ... از الان به همه طرفداران ایتالیا قول میدم جام طلایی ۴سال بعد مال ایتالیاست!!!
ولی اعتراف میکنم فوتبال اسپانیا قشنگ ترین فوتبال این دوره بود.
گیل نوشت : خاله جون ! می بینم که فیس بوک باز شدی و کلی دوست و رفیق!! خاله و عمه و عمو دور خودت جمع کردی..
فقط یادت باشه آدما رو خیلی تحویل نگیر پر رو میشن !!! مادرآزاری هم یادت نره.. سفارشات لازم رو تو فیس بوک برات نوشتم .. و بالاخره .. گفته باشم .. نبینم که خاله ریزه رو بیشتر دوست باشی یا..!!!
و آخر نوشت : به این روزایی که از کنار این جام گذشتن نگاه میکنم .. روزهایی پر از همیشگی .. و چاشنی هایی در حاشیه .. و ۲۴واحدی که جلوی تلویزیون همراه جام جهانی پاس کردم .. و تصمیماتی که گرفتم و ..
و به ۴سال بعد فکر میکنم .. اون موقع هنوز حسی هست که به برد وباختی هیجان زده بشم .. و یک پایان طلایی آرومم کنه؟؟؟