اول نوشت :
این مطلب رو چند وقت پیش نوشته بودم.. - اون روزا پر از خبرای بد بود..
این پست از اون موقع .. به طور پست موقت تو آرشیوم جا مونده بود..
الان م.. پست قبلی که بدون شرح و فقط عکس بود نابود شده.. شاید فرصت خوبی باشه برای گردگیری از این پست فراموش شده...

... . ... :

این روزا اخبار ناخوشایندی می خونم.. آزار حیوانات.. شکنجه گربه ها به اسم تحقیق و پیشرفت علم..

دوستان خوب گربه ها برای حمایت شون هر تلاشی می کنن و ...

متاسفانه دوستداران .. در اقلیت هستن..

دل م دق کرد از این روزای بد.. می خوام از اتفاقات خوبی که در اطرافم می بینم .. بنویسم .. شاید دلگرمی باشه برای دوستان .. که بدونن تنها نیستن..
که بدونیم در میان آدما.. افرادی هستن از جنس زندگی و بدون هیچ ادعایی حیوانات رو دوست دارن و از حقوق این موجودات نجیب حمایت می کنن..

روزایی که سپند مریض بود.. مجبور بودم روزی دو بار برای درمانش به دامپزشکی رفت و آمد کنم.. جلوی ساختمان کلینیک یه محوطه ای هست پر از گربه های قوی و خوش قد وبالا..

اولش فکر کردم چقدر خوب..! دامپزشکای اینجا از گربه ها حمایت می کنن!!!... بعد فهمیدم نه این حرفا نیست.. یه آقای میانسالی که ربط مسقیمی به دامپزشکی نداره.. روزی دو بار برای گربه ها غذا می یاره.. و خودم دیدم که چه غذای مفصلی هم براشون می یاره..

در انتهای کوچه ای که زندگی می کنیم یه خانومی (فرهنگی بازنشته) حدود ۲۰-۳۰ گربه رو پوشش میده.. فکر کنم گربه های حیاط ما هم هر روز یه سری به ته کوچه میزنن!!!!!!!  

همسایه خودمون.. که فکرش رو نمیکردم!!! وقتی یه گربه بهش پیشنهاد داد فرزند خونده اش بشه!!! با اینکه براش غر می زنه ولی حسابی بهش سرویس میده.. بار ها دیدم به خاطر دختر خونده اش!!! که غذای مونده هم نمی خوره... رفته ماهی کیلکا یا کالباس و ... خریده!

چند کوچه بالاتر هم باز یه خانومی هست که از گربه های اون منطقه حمایت می کنه..

پدر یکی از دوستامون که یه پزشک  هستن.. شوفاژخونه رو برای زندگی گربه ها آماده کرده که راحت باشن و جای خواب داشته باشن.. تقریبا یه پناهگاه کوچیک راه انداخته..

به غیر از اون در مناطق مختلف برخورد کردم با افرادی که مسئولیت حمایت از تعدادی گربه رو به عهده دارن..

یا خیلی برخورد کردم که افرادی سوپر گوشت و مرغ دارن یه جایی درست کردن که برای گربه ها غذا میزارن..

وقتی با صحنه هایی از این دست برخورد می کنم.. در مقابل دریایی از خبرای ناخوشایند.. دل م کمی آروم میشه.. به اندازه گربه هایی که میدونم شکمی سیر و جایی برای خوابیدن دارن..

میدونم که برای رسیدن به فرهنگ دوستی با حیوانات راهی طولانی در پیش رو داریم.. در فرهنگی که آدما اتفاقات خوب زندگی شون رو به خون یه موجود بی گناه آلوده می کنن...

شاید یاد اوری حضور انسان هایی نازنین .. که نه از دنیای مجازی و نه از اخبار خوب وبدش.. و نه از روز حمایت از حقوق حیوانات.. اطلاعی ندارن.. ولی معنای درست انسانیت و انسان بودن رو میدونن....... باعث دلگرمی باشه

پی نوشت : تا به حال به فکرم نرسیده بود که از این صحنه های زیبا عکس بگیرم.. ولی تو پروژه ۵ساله دوم کارهام ... یادم می مونه که یه کاری ش بکنم!!! ! !!!