وقتی یه گربه قهر میکنه!
روزای ۵شنبه روز تعطیلی منه و من ترجیح میدم خونه باشم و حداقل یه روز در هفته در اختیار خانوم طلا باشم..
ولی امروز خانوم طلا با من قهره!!! از صبح که بیدار شده از این پنجره به اون پنجره بین اتاق ها سرگردونه!!!... امروز هوا بهاری و لطیفه.. اسمان و درختای جلو آپارتمان ما پر گنجشک و کبوتره! دختر من میگه در رو باز کن برم واسه ناهار گنجشک شکار کنم.. هر چی بهش میگم حالا شما به همین مرغ سرخ کرده رضایت بده.........!!! خلاصه که بدجور قهر شده!!!

بهش میگم .. اگه میشد این پرنده ها رو شکار کرد که گربه های آپارتمان هر صبح صف نمی کشیدن من براشون غذا ببرم!!..

نگاه نمیکنه که هیچ به من پشت میکنه... به نظرم داره میگه تو مامان بدی هستی و من رو درک نمیکنی..
